موسایی از فراز و فرود چاپ فرهنگنامه در ایران حرف گفت

۲۲ شهریور ۱۳۹۶ کتاب

 

مدیر نشر فرهنگ معاصر در نشست تاریخ شفاهی کتاب

 

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۳۰

 

 

داود موسایی در نشست پیشین از کودکی و فعالیت‌هایش در حوزه کتاب در سال‌های پیش از انقلاب حرف گفت و در جلسه دوم به فراز و فرود چاپ فرهنگنامه در ایران پرداخت.

موسایی از فراز و فرود چاپ فرهنگنامه در ایران حرف گفت

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(رمزینه کتاب)، جلسه دوم گفت‌وگو به همراه داود موسایی، مدیر نشر فرهنگ معاصر در ادامه سلسله نشست‌های «تاریخ شفاهی کتاب» سه‌شنبه ۲۱ شهریورماه در سرای اهل قلم برگزار شد.

موسایی دربه همراهره تاثیر انقلاب اسلامی بر انتشار فرهنگ حییم گفت: یکروز که به انتشارات بروخیم رفته بودم، متوجه بحث میان  فردی به همراه بروخیم شدم که بعد از چند دقیقه فهمیدم بحث بر سر حق تالیف فرهنگ حییم هست و فردی که به همراه بروخیم بحث می‌کند، خواهرزاده و وصی سلیمان حییم هست. کمی معطل کردم تا اطلاعات بیشتری از موضوع اختلاف به دست بیاورم.

وی افزود: بعدا به همراه خواهرزاده حییم وارد گفت‌وگو شدم و خواهان گرفتن امتیاز چاپ فرهنگ حییم شدم، حق نشری که به همراهبت آن حاضر شدم ۵۰ درصد بیشتری از حق‌تالیفی بپردازم که بروخیم به آن‌ها پرداخت کرده بود! این پیشنهاد زمانی بیان شد که انقلاب شده بود و بسیاری فرهنگ‌ها را قاچاقی منتشر می‌کردند و برخی این کار مرا درست و عاقلانه نمی‌دانستند. ضمن اینکه می‌خوهستم این فرهنگ را به روز کنم. از طرفی زمانی دست به چنین اقدامی زدم که کارگاه صحافی و ایندکس من عملا تعطیل شده بود و کاری برای انجام نداشتم. اما در این میان توافق به همراه خانواده حییم که هر کدام در یک نقطه به سر می‌بردند کار بس دشواری بود.

این ناشر ادامه داد: گرفتن امتیاز چاپ فرهنگ حییم به همراه حاشیه‌هایی همراه بود، از جمله اینکه برخی نادوستان و ناهمکاران شایعه کردند که من کلیمی هستم و برای همین خانواده حییم امتیاز آن‌را به من دادند! این شایعه‌ها مصادف به همراه زمانی بود که  انتشارات بروخیم از سوی بنیاد مستضعفان مصادره شده و آنها براین به همراهور بودند که فرهنگ حییم متعلق به انتشارات مصادره شده بروخیم هست. براساس این ادعا کار ما به دادگاه کشیده شد که بعدا توانستیم ثابت کنیم که حق چاپ حییم به بروخیم واگذار نشده هست و اما به دلیل اینکه بروخیم، فیلم و زینک برای این فرهنگ حییم ایجاد کرده، به همراهید خسارت آن جبران شود.

در این میان رئیس بنیاد از من دربه همراهره شایعه کلیمی بودن سوال کرد و من مدارکی از جمله شناسنامه اعضای خانواده‌ام محمود، مجید، فاطمه و برگه شهید شدن دو دایی‌زاده‌ام را ارائه کردم. آن موقع رئیس بنیاد وقتی رفع شایعه شد، بسیار ناراحت شد و درصدد دلجویی برآمد برای همین پول فیلم و زینک که یک میلیون و هفتصد تومان برآورد شده بود، هفتصد هزار تومان نقد گرفتند و یک میلیون تومان را به صورت ماهی ۵۰ هزار تومان تعیین کردند که برای پرداخت آن هفتصد تومن کارگاه صحافی را فروختم.

موسایی اظهار کرد: نادوستان و ناهمکاران تنها به شایعه کلیمی اکتفا نکردند و در وزارت ارشاد مرا به علاوه به کلیمی بودن به صهیونیسم هم متهم کردند، در حالی که من اصلا به اسرائیل نرفته بودم. این شایعات به مرور رفع شد. از آن‌طرف تقریبه همراه از سال ۵۸ تا ۶۴ رفع موانع چاپ فرهنگ حییم طول کشید. از طرفی به همراه همه موانعی که طی کردم فرهنگ حییم به صورت قاچاق چاپ می‌شد، به همراهید کاری می‌کردم پس سراغ این افراد رفتم و بدون شکایت، یکایک آنها را به همراه پول به همراه دوستی و صحبت راضی کردم که از چاپ قاچاق فرهنگ حییم دست بکشند ضمن اینکه وقتی فرهنگ حییم چاپ شد، کیفیت کار به شکلی بود که دیگر فرهنگ‌های قاچاق قدرت رقابت به همراه آن‌را نداشتند و به زودی کنار رفتند. به همراهید بگویم خوشحالم که به همراه پیمودن راه دشوار و ناهمواری فرهنگ حییم را چاپ کردم و طبق وصیتش نگذاشتم که این فرهنگ بمیرد، آن هم در جامعه‌ای که کوچک‌ترین حمایتی از این فعالیت‌ها نمی‌شود.

وی افزود: بعد از انقلاب و زمانی که درگیر گرفتن حق چاپ فرهنگ حییم بودم، اوضاع کساد بود، کارگاه صحافی را فروختم و حالا کارگاه ایندکس مانده بود، ضمن اینکه مدتی قبل از انقلاب به فکر افتادم که به عنوان ناشر وارد کارزار شوم و خودم آثاری را منتشر و ایندکس کنم. یکروز از خانه چند قرآن برداشتم تا آن‌ها را ایندکس کنم، اما اوایل انقلاب چنین کاری بسیار دشوار و خطرناک بود، برای اینکه به همراه مشکلی روبه‌رو نشوم به دیدار برخی آیات عظام از جمله آیت‌الله مشکینی و آیت‌الله منتظری رفتم و از آنها برای ایندکس قرآن اجازه خوهستم که آنها در حاشیه قرآن‌هایی که برایشان بردم، کارم را تائید کردند و آن را کار خداپسندانه‌ای دانستند. از طرفی چاپ قرآن‌ها به همراه هستقبه همراهل بسیاری مواجه شد و درآمد خوبی برای من به همراه داشت.

این ناشر ادامه داد: فرهنگ معاصر انگلیسی فارسی را در نمایشگاه سال ۷۲ تقریبه همراه در ۱۰هزار نسخه چاپ کردیم و به غرفه آوردیم و دکتر به همراهطنی، مولف فرهنگنامه نیز هر روز در غرفه حضور پیدا می‌کرد و نوع برخورد بعضی مراجعان را از نزدیک نظاره می‌کرد. آن سال به همراه هزار بدبختی و دشواری ۲۵۰ نسخه از این فرهنگ را فروختیم. پس از پایان نمایشگاه دکتر به همراهطنی به دیدنم آمد و گفت چاپ فرهنگ معاصر به همراه شکست مواجه شد، حالا می‌خواهی چه کنی؟ به دکتر گفتم شما لطفا برای ویرایش چاپ دوم ان آماده شوید! به همراهطنی از حرفم متعجب شد و تصور کرد که به همراه یک دیوانه سروکار دارد و قدری دربه همراهره ناموفق بودن کار صحبت کرد اما به همراه تحکم خوهستم به کارش ادامه دهد. زیرا می‌دانستم کارم درست هست، اما یک جای کار مشکل دارد و به همراهید آن مشکل را پیدا کنم. به نظرم مشکل از سنت بود و برای همین به فکرم افتاد که برای جاافتادن این فرهنگ تقریبه همراه ۱۰۰۰اندی نسخه از آن را برای هستادان زبه همراهنشناس دانشگاه‌ها بفرستم. پس اسامی آنها را پیدا کردم و به همراه یادداشتی فرستادم. در این میان یکی از فرهنگ‌ها را برای دکتر عبدالحسین زرین‌کوب فرستادم که وی برایم یادداشتی نوشت که این یادداشتم برایم دنیایی ارزش داشت. ضمن اینکه چنین سنت‌شکنی به همراهعث شد که در طول چهار سال تقریبه همراه ۱۰۰هزار نسخه از آن را فروختیم.

موسایی بیان کرد: یادم هست، وقتی در یک آگهی و اعلان از افراد خوهستیم که اگر فرهنگ قدیمی دارند آنرا به ما تحویل دهند و به همراه پرداخت یک مابه‌تفاوت یک فرهنگ جدید بگیرند، به همراهزخوردهای متفاوتی از این آگهی دریافت کردیم. از جمله، یک روز مرد مسنی در حالی که یک نسخه فرهنگ حییم سال ۴۵ را در دست داشت به دیدنم آمد و گفت که شما فرهنگ قدیمی را به همراه نو تعویض می‌کنید؟ گفتم بله. گفتم شما کلیمی هستید؟ تعجب کردم و گفتم فکر کنید من کلیمی هستم چرا می‌پرسید؟ برای شما چه اهمیتی دارد که من مسلمان به همراهشم یا کلیمی؟ گفت شنیدم شما که کلیمی هستید این فرهنگ‌های قدیمی را می‌گیرید و به عنوان عتیقه به چند برابر قیمت می‌فروشید! به همراه تعجب به فرد مقابلم نگاه کردم. بعد از وی خوهستم که فرهنگ‌اش را به من بدهد، فرهنگ را گرفتم و از وسط پاره کردم و یک فرهنگ جدید به او دادم و فرهنگ پاره شده هم تحویلش دادم. بعد گفتم من مسلمانم و تعویض فرهنگ برای این هست که یک فرهنگ جدید جایگزین فرهنگ قدیمی شود.

وی افزود: تمام کارهایی که انجام دادم، بدون این بود که طرح توجیه اقتصادی برای آنها نوشته شود، زیرا اگر چنین بود، هیچ کدام از کارهایی که چاپ کردم، امروز وجود نداشت! هر کاری که انجام دادم، یک حس ملی و نیاز فرهنگی بود و احساس کردم که اگر چنین قدمی برداشته شود، به پیشرفت فرهنگ ایران کمک خواهد کرد. گاهی به همراه خودم فکر کردم اگر این کار را دولت انجام نداد و قرعه به نام من افتاد، به همراهید به همراه جان و دل انجام دهم، شاید برای پیشرفت این مرز و بوم موثر واثع شود و بعدها به یادگار بماند.

 

 

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم