هیچکس نمی‌تواند رمان‌نویس شود مگر اینکه رصدکننده‌ فرهنگ به همراهشد

۲۳ خرداد ۱۳۹۷ کتاب

هیچکس نمی‌تواند رمان‌نویس شود مگر اینکه رصدکننده‌ فرهنگ به همراهشد

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (رمزینه کتاب)، به نقل از روابط عمومی موسسه بهاران سه‌شنبه ۲۲خرداد ۱۳۷۹، جلسه‌ای در خصوص نقد رمان خاکستر نوشته‌ی حسین سناپور، در  موسسه بهاران برگزار شد.

در ابتدا مجری جلسه  هاشمی، به همراه اشاره به ضعف علوم انسانی در ادبیات، و همچنین ارتبه همراهط ‌تمام شاخه‌های علوم انسانی به همراه هم، از سوسن شریعتی دعوت کرد تا از منظر جامعه‌شناسی این رمان را مورد نقد قرار دهد.

سوسن شریعتی، به همراه تأکید بر این موضوع که رشته‌ تحصیلی‌ش تاریخ بوده و نه جامعه‌شناسی، گفت که نقد ایشان نقد ادبی نیست ولی رویکرد اجتماعی نسبت به این متن دارد. چرا که خود متعلق به نسلی هست که راوی دهستان آن را روایت می‌کند . در واقع آن سال‌ها زیست کرده‌، و نه به عنوان نماینده‌ای از آن نسل بلکه به عنوان یک عضو از جامعه‌ی آن روزگار، فرصت را غنیمت شمرد تا در مورد روزگار کهن سالی آن نسل آرمانگرا و انقلابی گذشته، صحبت کند.

 سوسن شریعتی در ادامه گفت: آن نسل، امروز، متهم هست . به: آرمانگرایی و متعصب بودن برای ارزش‌ها، و همواره، طی این ۳۰ سال می‌خوهستند این متولی‌گری برای ارزش‌ها را به الگوهایی برای همگان تبدیل کنند . آن‌ها را زیر این امر متحدالشکل به همراه عنوان مکتب یا ایده‌آل تیپ بکشند.

و یا این نسل متهم‌اند به: آدم‌های توابی هستند که مبتلا شدند به فساد و ساخت و ساز به همراه سیستم و نظامی که از این طریق برایشان قدرتی فراهم می‌آورد. در نتیجه این میانسالان اگر آرمانگرایان دیروز بودند امروزه چهره‌های متهمی هستند به لحاظ زیر پا گذاشتن ارزش‌های اخلاقی.

وی در ادامه به همراه تمرکز بر موضوع دهستان افزود: راوی دهستان شخصیتی تیپیکال از یک بیزینس‌من امروزی و آرمانگرای گذشته هست. به همراه تمامی امکاناتی که جامعه‌ی سرمایه‌داری دارد. مثل ماشین، خانه، راننده‌ی شخصی، معشوقه، خانواده‌ی یدک کشیده و… . این بیزینس‌من موفق، از ابتدا و در تمامی فصول از یک «دیروز» نام می‌برد که اشارتی‌ست بر همان دیروز آرمان‌خواهی، دیروز توابی و این دیروز چون حسرت، و گاه کابوس به سراغ راوی می‌آید.‌ راوی در جای جای دهستان، به شخصیت چریکی-منظور از چریک یک مخالف و یا یک چهره‌ی اپوزیسیون مسلح دهه ۶۰- اشاره می‌کند. زندانی و شکنجه شده‌هست و یک توابی بوده که از ایده‌آل‌گرایی

شریعتی:ما اینجا به همراه جهانی روبه‌رو هستیم ک پرسوناژهای دیروزی تبدیل شدند به نقش‌های جدیدی که در نسبت به همراه قدرت، همه در حال یک مسابقه ترسناک، غیبت همبستگی، میل به پیشرفت به هر قیمت، و در نهایت هستفاده از مناسبه همراهت برای راه انداختن کار و… هستند

و آرمان‌خواهی دست شسته و در نهایت هم تیمی‌ها یا دوستانش را لو داده هست. این بیزینس‌من به همراه آن پیشینه، حالا حامی هنرمندان هست، گاهی نقاشی می‌کند،چشمش را روی یک سری از بی اخلاقی‌ها می بندد و…؛ همانطور که نمونه این تیپ را در جامعه‌ی امروز می‌بینیم. ترجمه می‌کنند، مناسبه همراهتشان به همراه قدرت خوب هست و می‌توانند واسطی به همراهشند برای راه انداخت کار اطرافیان. این «دیروز»ی که از آن نام برده می‌شود، در حالی سراغ راوی دهستان می‌رود که او ناظر زمان حال هست و رفتار اجتماعی مردم، تناقضات اجتماعی و به همراهلا رفتن از سلسله مراتب قدرت را نقد می‌کند و تهوع و انزجارش را بروز می‌دهد، فارغ از اینکه خودش به یمن همین مناسبه همراهت به قدرت رسیده هست.

شریعتی ضمن اشاره به انعکاس تناقضات اجتماعی در این کتاب، در مورد نزدیک بودن متن به جهان کافکا و نبودن اشخاص سر جای معین‌ یا حتی جایگاه گذشته‌شان، گفت: سربه همراهزجوی سابق مدیر مشاور شده‌، چریکی که تاجر شده، نگهبه همراهنی که از رزمندگان جنگ بوده، و قاضی که جرم را بررسی می‌کند بلافاصله پیشنهاد یک کار تجاری می‌دهد. در نتیجه ما به همراه جهانی روبه‌رو هستیم ک پرسوناژهای دیروزی تبدیل شدند به نقش‌های جدیدی که در نسبت به همراه قدرت، همه در حال یک مسابقه ترسناک، غیبت همبستگی، میل به پیشرفت به هر قیمت، و در نهایت هستفاده از مناسبه همراهت برای راه انداختن کار و… هستند و تا جایی پیش می‌روند که همان‌هایی که اعمال شخصیت اصلی یا راوی را نقد می‌کنند و او را به همکاری به همراه کسانی که تا دیروز نقش سرکوب‌گر را ایفا می‌کردند متهم می‌کنند، خودشان از او (شخصیت اصلی) می‌خواهند که کارشان را به اصطلاح راه بیاندازد. در واقع مستقیماً وارد این مناسبه همراهت نمی‌شوند ولی از آن هستفاده می‌کنند.

وی در نهایت اینطور جمع‌بندی کرد که، این روایت نشان دهنده‌ی عاقبت آرمانگرایی و ایده‌آلیستی نیست بلکه عاقبت سرکوب آن هست.

 حسین پاینده از دیگر منتقدان حاضر در جلسه، ضمن تشکر از  شریعتی صحبت خود را به همراه ارائه‌ یک طرح کلی شروع کرد. وی ۴ محور اصلی برای مطالب‌شان مشخص کرد که به شرح ذیل هست:

۱)چرا این متن رمان هست؟

۲)اگر رمان هست، چه نوع از رمان هست؟

۳)امضای سناپور (منظور سبک و سیاق خاص دهستان‌نویسی سناپور در رمان معاصر فارسی هست.)

 ۴)چند نکته پراکنده در خصوص خود رمان.

سپس وی به همراه خواندن جمله‌ای از متن رمان، وارد بحث اصلی خود شد. « هرچه بیشتر میشناسمش غریبه‌تر می‌شود این شهر» و نیز گفت: فکر می‌کنم اگر هرجایی این جمله را می‌دیدم حتما متوجه می‌شدم سناپور آن را نوشته‌هست. نه فقط چون عبه همراهرت «این شهر» را آخر جمله آورده هست -کاری که در جمله‌بندی دهستان‌هایش انجام می‌دهد و در واقع، می توان گفت سبک ایشان هست- بلکه آقای سناپور نظر دارد به شهر و روابط بینافردی در شهر.

ایشان همچنین بیان کرد: چرا این متن رمان هست؟ ۱-این متن نوعی واکنش نقادانه به جهان پیرامون مهست. رمان به همراهید اینطور به همراهشد و در غیر اینصورت رمان نیست.

-رمان نمی‌تواند در اختیار قدرت قرار بگیرد. بنا به ذاتش. از قرن ۱۸ که رمان به وجود آمد، برای نقد اجتماع بود. رمان‌نویس برای درانداختن طرحی نو برای جامعه‌ای متفاوت می‌نویسد.

پاینده ادامه داد: این رمان دست به کالبدشکافی فرهنگی جامعه می‌زند، یعنی تنها وقایع را توصیف نمی‌کند. نویسنده در این رمان توانسته لحن و ادبیات کلامی بیزینس‌من‌ها،

پاینده: دومین امضای سناپور، گفتگوی شخصیت‌ههست که متمایز از هم نوشته شده‌هست.این رمان ۴۰ شخصیت نام برده شده دارد که تفردشان حفظ شده‌ و رمان چند صدایی ‌هست.

نوع جمله‌بندی، کلماتی که مدام هستفاده می‌کنند را طوری بنویسید که روابط این‌ها را نشان دهد. از این رو نمی‌توان گفت او فقط دست به توصیف زده هست. عبه همراهرت کالبدشناسی در نقد ادبی دلالت‌مند هست زیرا کالبدشکافی وقتی انجام می‌شود که ما بخواهیم علت مرگ را بدانیم. یعنی یک جور سبب‌یابی یا ریشه‌یابی وضعیت هست نه توصیف آن. در حقیقت رمان‌نویس به همراه این کار یک جور آگاهی فرهنگی به مخاطبش می‌دهد.

این منتقد افزود: این متن نشان‌دهنده‌ی یک مشاهده‌گری تیزبینانه‌ست. هیچکس نمی‌تواند رمان‌نویس شود مگر اینکه رصدکننده‌ی فرهنگ به همراهشد.درواقع کسی که تاریخ تحولات را می‌داند. این رمان نشان‌دهنده‌ آن هست که نویسنده دِهشت‌شهر را خوب می‌شناسد، این رمان به یک عبه همراهرت، ادامه‌ سنت رمان شهری اروپایی هست ک روابط مردم در دنیا پیچیده شهری را دنبه همراهل می‌کند و توجهش به زندگی بیزینس‌من‌ها مدیران شرکت‌های بزرگ هست.



پاینده ضمن خواندن قطعه‌ای از متن کتاب، گفت که روایت دهستان براساس جریان سیال ذهن نوشته شده‌هست.وی همچنین قسمتی دیگر از متن را که راوی یک تک‌گویی درونی دارد، خواند و اضافه کرد: این هم نشان دیگر از امضای سناپور در این رمان.

پاینده گفت: این کتاب به نوعی ادامه‌ کارهای دیگر سناپور هست.این متن واجد بینامتنیت به همراه رمان قبلی آقای سناپور به همراه عنوان «دود» هست. بعضی از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها دوبه همراهره تکرار شده‌اند. امضای سناپور را می‌شود در آیرونی دید.یعنی واژگون شدن تمام تصورات و پیش پنداشت‌های ما و توقعات‌مان. برای مثال چریک که آرمانگرا و ایده‌آلیست هست در اینجا تبدیل به یک بیزینس‌من شده‌هست‌. سناپور نشان می‌دهد این هم بخشی از تناقضات جامعه‌ی مهست. به عقیده‌ی من، عنصر گروتسک هم در کارهای سناپور وجود دارد. گروتسک به این معنا که شخصیت‌ها از شکل و شمایل خود به صورت غریبی خارج می‌شوند. برای مثال شخصیت قاضی وسط گفتگوی جدی، غیرمستقیم مطالبه همراهت مادی خود را بیان می‌کند. همانطور که در محاکمه‌ی کافکا قاضی که آنجا نشسته لابه‌لای کتابش صور قبیحه‌ست و این امر تصور ما را از قانون و محاکمه کردن بهم می‌زند. گروتسک دارای دو عنصر مضحکه و وحشت هست به همین دلیل در زبه همراهن فارسی معادل ندارد.

وی افزود: دومین امضای سناپور، گفتگوی شخصیت‌ههست که متمایز از هم نوشته شده‌هست.این رمان ۴۰ شخصیت نام برده شده دارد که تفردشان حفظ شده‌ و رمان چند صدایی ‌هست. البته من فکر می‌کنم در جاهایی سناپور از این اصل(به همراهختینی)تخطی کرده‌اند.در بعضی قسمت‌ها گفتگوی شخصیت‌ها شبیه به هم می‌شود. مثلاً جملات همسر دوم راوی، گاهی تفاوتی به همراه جملات خود او، ندارد.

پاینده گفته‌هایش را اینطور جمع‌بندی کرد که این متن یک رمان شهری هست در مورد روابط بینافردی در شهر.امضای سناپور را دارد به دلیل صناعاتی که در آن به کاربرده هست، و نیز براساس جریان سیال ذهن نوشته شده و دارای تک‌گویی‌های درونی هست، ضمن اینکه بینامتنیت هم در کار ایشان دیده می شود.

 

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم